مرتضى راوندى

167

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گرديزى ابو سعيد عبد الحى گرديزى قزوينى از نويسندگان و مورخان بزرگ عهد غزنوى است . كتاب او زين الاخبار شامل اطلاعاتى از ابتداى خلقت تا پايان دوره سلطنت ، سلطان مودود بن مسعود غزنوى ( 440 - 432 ه ) است : اين كتاب را بعد از سلطنت او به تحرير درآورده و بر اين دورهء مفصل از وقايع نامه ، ابوابى در ذكر تواريخ و اعياد و معارف و انساب ملل و اقوام افزوده است ؛ بر روى هم تاريخ گرديزى به جهت اشتمال بر اطلاعات دقيق تاريخى ، اثرى است معتبر و نثر آن ساده و روان و به شيوهء نويسندگان عهد سامانى است . در شرح حال ابو مسلم خراسانى ، در كتاب گرديزى ، از جمله چنين آمده است : « . . . و ابو مسلم ، ابو عون را به حرب مروان الحمار فرستاده بود و چون قحطبه به كنار فرات رسيد ، يزيد بن هبيره به جنگ او آمد و در شب ميان ايشان جنگ شد . لشكر قحطبه ظفر يافتند ، اما قحطبه در آب افتاد و غرق شد ، چون چند روز شد ، لشكرش حسن بن قحطبه را بر خود امير كردند و به كوفه درآمدند . و عبد اللّه محمد بن على بن عبد إله بن عباس را كه به سفاح ملقب است ، و با برادران در خانهء ابو سلمهء خلال ، پنهان بود ، بيرون آوردند و به خلافت به دو بيعت كردند ، پس سفاح عمويان خود . . . به جنگ مروان فرستاد . . . مروان به حرب ايشان بيامد و به زودى هزيمت پذيرفت . » « 1 » خواجه عبد اللّه انصارى شيخ الاسلام ابو اسمعيل عبد اللّه بن محمد الانصارى الهروى صوفى و نويسنده و شاعر مشهور قرن پنجم هجرى ( قرن يازدهم ميلادى ) است . وى به سال 396 هجرى ( 1005 ميلادى ) در هرات يكى از شهرهاى افغانستان ولادت يافت . تحصيلات او در علوم ادبى و دينى بود و از اوان جوانى در اين دو حديث و فقه توانا بود . در تصوف از شيخ ابو الحسن خرقانى تعليم گرفت و به مرتبهء جانشينى او ارتقاء جست و علاوه‌بر او ، از مشاهير ديگر متصوفه ، مانند شيخ ابو سعيد بن ابى الخير ميهنى ، نيز فايده‌ها برگرفت . خواجه عبد اللّه به‌علت خلق‌وخوى شخصى ، گاه « در پوستين خلق مىافتاد » . . . در مذهب و مراعات دقايق آن تعصب بسيار داشت و اغلب معاصرين خود را در اثر اين كنجكاويها و مداخلات بىمورد آزرده‌خاطر مىساخت ، غالبا به نام دين ، به امر به معروف و نهى از منكر مىپرداخت و خمخانه مىشكست و علماى اشعريّه و ديگران را هم رنجيده خاطر مىنمود ، تا اينكه چندبار وسائلى براى آزار او برانگيختند ، ولى هيچيك از آنها نافع

--> ( 1 ) . زين الاخبار ، چاپ فرهنگ ايران ، به تصحيح عبد الحىّ جيبى ، ص 120